یادداشت رسا به قلم روح اله جوان/
شهید سلیمانی، میراثی که ارث پدرتان نیست!
شهادت حاج قاسم سلیمانی و تشییع باشکوهی که برای او و یارانش برگزار شد، بیشک یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران بود؛ جایگاهی که این قهرمان ملّی در میان طیفهای وسیعی از جامعهی ما دارد، با هیچ پدیده دیگری قابل مقایسه نیست و همین امر، او را به سرمایهای بینظیر تبدیل کرده که حفظ و حراست از آن را ضروری میکند.
حاج قاسم، شخصیتی کم نظیر
ابعاد مختلف شخصیت سردار، موجب شده تا هر گروه از جامعه، مجذوب یک جنبه از زندگی او شوند؛ یک شهید راه امنیت ایران، یک سرباز ولایت، یک شخصیت روادار که اهل قطببندی جامعه نبود، یک قهرمان ملّی، یک شخصیت مردمی. همه اینها باعث شد که او بتواند اجماعی همپوشان میان گروههای مختلف مردم ایجاد کند و مقبولیت اجتماعی کمنظیری کسب کند.
این همراه کردن طیف وسیعی از مردم، همان نقطهای است که حاکمیت ما در کسب آن ناتوان است و در دهههای اخیر، برای ترمیم این کمبود، به هر ارزش و سرمایهای چنگ میزند. تشییع شهدا، آرمان فلسطین، راهپیمایی ۲۲ بهمن و معارف دینی، تنها چند مورد از ارزشهایی است که با عملکرد نهادهای حاکمیتی، به ضد خود بدل شدهاند.
به نام حاج قاسم، به کام منفعت طلبان
این مساله درباره شهید سلیمانی هم صادق است و نام او از همان روز های نخست، مورد سواستفادهی گروههای سیاسی مختلف قرار گرفت. نگاهی گذرا به دوره بعد از شهادت سردار نشان میدهد که جریانهای سیاسی گاه برای کسب مقبولیت، گاه برای منکوب کردن مخالفین و گاه برای سفیدشوییِ مفاسد خود، از نام این شهید عزیز، هزینه کردهاند.
به دلیل اهمیت این موضوع و بررسی دلایل مختلف آن، به چند مصداق مشخص اشاره میکنیم. در همان روزهای تشییع، مخالفین مذاکرات هستهای، پلاکاردی با نوشتهی "دهان کسانی که بعد از شهادت سردار حرف از مذاکره بزنند را خرد میکنیم" را حمل کردند. جالب اینجاست که دیماه ۱۴۰۰ ، محمدباقرقالیباف در یک سخنرانی گفت: شهید سلیمانی مرد میدان اما اهل مذاکره بود. گویی این شهید، کالایی مصرفی است که یک روز خرج مخالفت با مذاکره و روز دیگر، خرج طرفداری از مذاکره میشود.
یکی از مصادیق فراگیر این سواستفاده از نام شهید، برگزاری همایشهای رنگارنگ به نام اوست. از دورهی تربیت فرزند گرفته تا همایش کارمند تراز مکتب سلیمانی، برنامههاییست که این سرمایهی بینظیر را برای نیازهای سطحی و روزمرّهی جریانهای سیاسی هزینه میکنند و با لجنمال کردن نام او، ذرهای مقبولیت اجتماعی برای خود میخرند.
شهید سلیمانی و همایش دختران حاج قاسم
شهیدی که صراحتا دوقطبی باحجاب و کمحجاب را نفی میکرد، نامش برای دمیدن در همین دوقطبی هزینه میشود و نتیجهاش میشود همایش دختران حاجقاسم. هنوز با نقطهی اوج این تراژدی فاصله داریم؛ یکی از عجیبترین مصادیق این فاجعه، سفیدشویی فساد با نام شهید است.
بهمن ۱۴۰۰ ، پس از افشای فایل صوتی مقامات سپاه و انتشار جزئیات پروندهی هولدینگ یاس، حسین شریعتمداری سرمقالهای در روزنامهی کیهان نوشت و پس از ماه ها سکوت، توضیحاتی درباره این پرونده ذکر کرد. او به جای شفافسازی درباره ابعاد این فساد، ادعا کرد که هدف تاسیس هولدینگ یاس، تامین مالی سپاه قدس است؛ سپس با ذکر اهمیت نقش حاجقاسم در مقابله با داعش، منتقدین را درمقابل این شهید قرار داد و همه را به سکوت و سوال نکردن از این پرونده دعوت کرد.
استفاده از نام شهید برای کسب چند رای، سخیفترین مصداق این مساله است. تنها یک ماه پس از شهادت، عکس سردار در سرلیست اصولگرایان قرار گرفت و یکسالونیم بعد، دختر او و نامش، هزینهی ورود به شورای شهر و شهردار شدن زاکانی شدند.
زخم کهنه، مقطعی درمان نمیشود
علاوه بر نقش گروهها و جریانهای سیاسی، رفتار کلّی حاکمیت نیز در راستای مصرف این سرمایهی اجتماعی برای نیاز های روزمره و سطحی بوده است. رابطهی مردم و حاکمیت، تحت تاثیر بحران های مختلف، آسیب دیده است و حل این مساله، تلاش وسیعی را میطلبد. زخمهای کاری باید ترمیم گردند و سوتفاهم های کهنه و جدید حل شوند.
این که به جای شنیدن صدای مردم، در پسِ هر اعتراضی از نام حاج قاسم هزینه شود یا برای جلب مشارکت مردمی در انتخابات، تصویر دست او کنار صندوق رای منتشر شود، نه فاصله مردم و حاکمیت را کم میکند و نه غیر از خدشه دار کردن سرمایه اجتماعی این شهید، نتیجه دیگری خواهد داشت.
اللّهُمَّ انّا لانَعلَمُ مِنهُ الّا خَیرا
بهتراست به یک خطای شناختی دربارهی جامعه هم پرداخت که اغلب طرفداران حاکمیت، دچار آن هستند؛ بخش زیادی از مردم، به سردار سلیمانی و دیگر شهیدان ارادت دارند امّا این ارادت، به هیچ وجه به معنی رضایت از وضع موجود نیست؛ یکی از پایینترین مشارکتهای مردمی در انتخابات، تنها چند هفته پس از شهادت سردار صورت گرفت و نشان داد که ترمیم شکافها میان مردم و حاکمیت، با پدیدههای مقطعی و کوتاهمدت انجام نمیشود و مرد میدان میطلبد.
دلسوزان و خواص جامعه، برای حراست از نام شهید سلیمانی و جایگاه او در حافظه تاریخی ایرانیان، وظیفه خطیری دارند و با وجود گروهها و نهادهایی که در این سالها، تیغِ ارزشهای متعددی را کند کردهاند، اهمیت این مساله دوچندان میشود.
نظر شما :