دریاچه ارومیه قربانی ضعف در حکمرانی آب می‌شود/

کشاورزی گران به قیمت جان انسان!

۲۹ مرداد ۱۴۰۲ | ۰۳:۴۲ کد : ۲۰۱۶۴ تصویری اطلاعیه ها
تعداد بازدید:۳۸۸
در بحث خشک شدن دریاچه ارومیه عوامل و دلایل زیادی دخیل است اما بخش کشاورزی و ضعف در حکمرانی آب سهم قابل توجهی در گرفتن جان و حیات آبی این دریاچه دارد.

به گزارش رسا/ فاطمه مرتضوی: چند سالی می‌شود که بیشتر رسانه‌ها و سایت‌های علمی از بحرانی در آینده جهان خبر می‌دهند. بحرانی که فقط یک یا چند کشور با آن مواجه نخواهد بود. بحرانی که پژوهشگران آن را حتی خطرناک‌تر از کرونا که چند سالی زیر سایه سیاه آن بودیم، می‌دانند. بحرانی که کشورها را به جنگ با یکدیگر خواهد انداخت چیزی نیست جز؛ بحران آب.

اما وضعیت آب در کشور و منطقه ما به شکل جدی‌تر و بحران‌آفرین‌تری در حال رقم خوردن است. اگر بخواهیم به موضوع آب شرب که آن هم در جای خود حیاتی است، اشاره‎ای نکنیم. بحران خشک شدن دریاچه ارومیه زنگ خطری است که جان انسان‌ها و ساکنین این مناطق را با جدیت نشانه گرفته و با سرعت شدیدتری درحال پیشروی است.

از وقتی که به یاد داریم از دولت‌های مختلف گرفته تا سازمان‌های مردم نهاد، جلسه پشت جلسه، گرد هم نشستند. ایده دادند، تحلیل کردند، ستاد احیا تشکیل دادند که جلوی خشک شدن ارومیه را بگیرند اما دریغ از اینکه نه تنها وضعیت این دریاچه بهتر نشد بلکه حتی نتوانستند وضعیت آن را در حد و اندازه مشخصی حفظ کنند.

بی آبی ارومیه، از چند جا آب می‌خورد!

وضعیت بی آبی که ارومیه با آن گلاویز است، از چند جا آب می‌خورد. این را عبدالله لوشابی، دکتری اقتصاد کشاورزی، می‌گوید و مشکل اصلی دریاچه را ضعف در حکمرانی آب می‌داند. او می‌گوید: حکمرانی آب تمام عوامل مرتبط با آب، من جمله تصمیم گیران و مصرف کنندگان را در برمی‌گیرد و ضعف در هر کدام یک از این سطوح می‌تواند نتایج جبران ناپذیری به دنبال داشته باشد.

«چرا زمانی که بیشترین سهم مصرف آب به قسمت کشاورزی اختصاص دارد، تصمیمات لازم در خصوص آب توسط وزارت نیرو گرفته می‌شود؟» این سوال را لوشابی به عنوان یکی از ضعف‌های بزرگ موجود در حکمرانی آب کشور ما دانسته و ادامه می‌دهد: یکی از دلایل ضعف‌های موجود در حوزه حکمرانی آب به دلیل متفاوت بودن دستگاه تصمیم‌گیرنده و مصرف‌کننده آب در کشور ماست.

کشاورزی گران، به قیمت جان انسان‌!

در دنیای امروز، کشاورزی در بیشتر کشورهای دنیا حجم بالایی از اقتصاد آنها را رقم می‌زند اما باید توجه داشت که کشت به هرقیمتی، می‌تواند به قیمت جان انسان نیز تمام شود. امروزه علم و تکنولوژی این امکان را برای انسان فراهم کرده تا با توجه به ظرفیت خاک و آب هر منطقه بهترین محصول و حجم کشت آن مشخص شود و کشاورزان صرفا بر اساس حدس خود یا میزان سود محصول، اقدام به کشت آن نکنند.

این درحالی است که یکی دیگر از ضعف‌های موجود در حکمرانی آب کشور ما عدم ارائه الگوهای بین کشتی و یا عدم اجرای درست و دقیق آنهاست. این موضوع زمانی برایمان اهمیت بیشتری می‌گیرد که بدانیم بیشترین میزان آب مصرف شده برای کشاورزی در مناطقی مثل ارومیه، صرف کشت محصولاتی می‌شود که با ظرفیت خاک و آب منطقه مغایرت دارند.

کشاورزی متهم ردیف اول قتل دریاچه

اینکه پرونده خشک شدن دریاچه ارومیه متهمان زیاد و متعددی من جمله ساختن پل، تغییرات اقلیم، چاه‌های غیرمجاز، سدسازی و .... دارد کتمان ناپذیر است اما از بین همه این عوامل مواردی که مربوط به کشاورزی است سهم قابل توجهی را به خود اختصاص داده به طوریکه لوشابی، پژوهشگر حوزه حکمرانی آب، معتقد است اگر کشاورزان این منطقه بدین منوال به عملکرد خود ادامه دهند، تیشه به ریشه نسل آینده خود می‌زنند.

او درخصوص اهمیت اجرای الگوی بین کشت در مزارع و باغ‌های نزدیک دریاچه ارومیه می‌گوید: وقتی بحران شدید آب نفس ارومیه را تنگ کرده چرا باید کشاورزان درخت سیب بکارند؟ این درحالی است که اگر الگوی بین کشت به آنها ارائه شود و نظارت دقیقی نیز برای اجرای آن انجام گیرد، می‌توانند محصول مناسب‌تری را جایگزین سیب کنند.

کشت سیب و باغ‌های سیب ارومیه از قدیم شهرت دارد و این درحالی است که درخت سیب نیاز بسیار بیشتری به آب دارد و این موضوع گریه‌دار زمانی خنده‌دار می‌شود که در سال‌های اخیر کشاورزان به دلیل پایین بودن رقم پیشنهادی برای خرید سیب در ارومیه آنها را در کنار جاده رها کرده و صرفا با ادامه دادن به کشت سیب نفس را برای بقای دریاچه تنگ‌تر می‌کنند.

قصه تلخ سیب شیرین و چغندر قند ارومیه

از قصه تلخ سیب‌های شیرین ارومیه اگر بگذریم داستان کشت چغندر قند در مزارع ارومیه کاممان را تلخ خواهد کرد چراکه چغندر نیز یکی دیگر از محصولاتی است که نیاز زیادی به آب دارد و کشت آن در منطقه‌ای مثل ارومیه با منطق و عقل انسانی که به دنبال توسعه پایدار است، سازگار نیست.

32 هکتار از اراضی استان آذربایجان غربی زیر کشت چغندر قرار دارد. این آمار را علی عیدی، مدیر زراعت سازمان جهاد کشاورزی استان آذربایجان غربی می‌دهد. او می‌گوید: با هدف کاهش مصرف آب در حوضه آبریز دریاچه ارومیه اقدام به توسعه کشت چغندر در مناطق شمالی این استان کرده‌اند اما با این وجود 14 هزار و 600 هکتار از اراضی زیر کشت چغندر در حوضه آبریز دریاچه ارومیه قرار دارد.

معمولا در شرایط های بحرانی انگشت اتهام ما به سمت دیگران است و همیشه سعی می‌کنیم نقش خودمان را در وقوع آنها کمرنگ کنیم. در حالیکه در زمان بحران هر کس به قدر و توان خود باید تلاش کند تا وضعیت را از چیزی که هست بدتر نکند اما در بحث دریاچه مظلوم ارومیه کسی مسئولیتی گردن نمی‌گیرد.

ارومیه؛ کمر بسته‌ایم به خشک کردنت

در شرایطی که از کشاورزان به عنوان بدنه مردمی موثر در نجات ارومیه انتظار می‌رود به جای کشت چغندر محصول دیگری را جایگزین کنند، وجود 5 کارخانه قند در این استان انگیزه اقتصادی آنها را برای تداوم کشت بیشتر و مصمم‌تر ساخته و این حرکت زمانیکه می‌بینیم آبی از سوی دولت‌ها و مسئولان برای جان گرفتن ارومیه گرم نمی‌شود، مفهومی ندارد جز اینکه کمر بسته‌ایم به خشک کردن ارومیه و سپس ریشه زندگی خودمان.

چراکه خشک شدن دریاچه ارومیه تنها یکی از نمونه‌های آثار جبران ناپذیری است که به دلیل ضعف در حکمرانی آب می‌تواند چراغ حیات مردم را خاموش کند. اگر بنا بر نام بردن باشد دریاچه‌ها و تالاب‌های زیادی در سال‌های اخیر نظیر تالاب جازموریان، دریاچه هامون و .... خشک شده‌اند و جز رد کویری از آنها برجا نمانده اما چیزی که بحث دریاچه ارومیه را جدی‌تر می‌کند، میزان نمکی است که در این دریاچه وجود دارد.

کارشناسان معتقدند نمک دریاچه ارومیه در صورت خشک شدن آن، رنگ از حیات انسان گرفته و آن را به سفیدی خواهد کشید. باتوجه به کانال‌های بادی این منطقه نیز بیشترین تهدید گریبان شهر تبریز را خواهد گرفت و طوفان نمکی کابوسی برای سال‌های نه چندان دور مردم تبریز خواهد شد.

دریاچه ارومیه را قومیتی نکنید!

حال که رفته رفته نفس دریاچه به شماره افتاده، به جای چاره اندیشی و مدیریت بحران باز به دنبال بحران آفرینی هستیم و به جای هم صدا شدن با نسبت دادن مسئله دریاچه ارومیه به یک مسئله قومیتی نه تنها دردی از آن درمان نمی‌کنیم بلکه باعث می‌شویم بحران ارومیه در ذهن‌ها محدود به منطقه آذربایجان شود. درحالیکه خطر خشک شدن دریاچه ارومیه فواصل بسیار دورتری از آذربایجان را هم تهدید می‌کند.

صدای ارومیه بودن و درخواست امداد برای نجات آن، نه تنها دلیلی برای اثبات درست بودن تهمت قوم‌گرایی نیست بلکه نشان از این دارد که وضعیت وخیم زندگی پس از دریاچه ارومیه، به درستی در اذهان عموم شفاف نشده است و اگر امروز هنوز هم صدایی که از ارومیه می‌گوید را با برچسب پانترک بودن، خاموش می‌کنیم به معنای این است که هنوز به عمق فاجعه خشک شدن ارومیه واقف نیستیم و محکوم به سرنوشت سیاه بعد از خشکی دریاچه ارومیه خواهیم شد.

کلیدواژه‌ها: دریاچه ارومیه خشک شدن دریاچه ارومیه کشاورزی ارومیه سیب ارومیه چغندر قند ارومیه

آخرین ویرایش ۰۴ دی ۱۴۰۲

نظر شما :