روایت رسا از پیکری بی جان/

دریاچه ارومیه و آخرین نسل امیدوار به احیا

۱۹ دی ۱۴۰۱ | ۲۳:۳۵ کد : ۱۸۸۲۴ تصویری اطلاعیه ها
تعداد بازدید:۳۹۲
جان دادن مسکوت دریاچه ارومیه داستانی تکراری ولی با حیاتی برای همه مردم ایران است اما احیای این دریاچه نمک گویا فقط در وعده‌های انتخاباتی جای دارد و نوبت به عمل که می‌رسد، اولویتی در نظر مسئولان ندارد.

به گزارش رسا/ مهدی صاغی: دیدن پیکر بی جان دریاچه ارومیه که اکنون تنها یک پنجم از آن باقی مانده است برای هر کسی دردناک است. بخصوص برای افرادی که در نزدیکی این دریاچه زیبا زندگی کرده‌ و در آب‌های خروشان آن بر کشتی معروف گمی سوار شده‌اند.

گمی را که سوار می‌شدی با برخورد موج‌ها به کشتی، قطرات آب به عرشه کشتی پاشیده می‌شد و هوای مرطوب، لطافت و زیبایی خاصی را برای مسافران رقم می‌زد و تنفس این هوای دلپذیر به انسان قوت و امید می‌داد تا مسیر نسبتا طولانی بین بندرشرفخانه و ارومیه را طی کند و به امروزی برسد که گمی در بی‌آبی غرق شده و در نمک به گل نشسته است.

متهمان خشکاندن دریاچه

ماجرا از آنجایی آغاز شد که طمع توسعه چشمانمان را بر روی دریاچه بست و فراموش کردیم که دریاچه هم سهمی از حیات دارد. هر رگه‌ آبی که به دریاچه منتهی می‌شد جلوش سد کردیم. پمپ‌ها را قوی‌تر و چاه‌ها را عمیق‌تر کردیم. از سهم دریاچه کاشتیم داشتیم و برداشتیم. به اینها قانع نشدیم با خاک دهان دریاچه را پر کردیم و با پل دوختیم و نفس‌اش را گرفتیم.

اما همه این توصیف‌های غم‌انگیز در زمان خودشان افتخار و رزومه‌ پرباری بود چون در دو دهه ما توانسته بودیم وسعت اراضی کشاورزی را در حوضه آبریز دریاچه ارومیه بیش از دو برابر کنیم و از 320 هزار هکتار به 680 هزار هکتار برسانیم. اگر به‌طور متوسط هر هکتار از اراضی کشاورزی 10 هزارمترمکعب آب مصرف کند؛ یعنی 3.6 میلیارد مترمکعب آب اضافی به حوضه تحمیل کردیم. در حالی که حقابه دریاچه از حوضه 3.1 میلیارد مترمکعب است.

پل آب را با خود برد!

احمد فاخری‌فرد هیئت علمی گروه مهندسی آب دانشگاه تبریز در گفتگو با رسا، علت اصلی خشک شدن دریاچه ارومیه را اینطور بیان می‌کند: پل شهید کلانتری دریاچه را به دو قسمت عمیق در شمال و کم‌عمق در جنوب نقسیم کرد. مناطق کم‌عمق به دما عکس‌العمل سریع نشان می‌دهند و تبخیر بیشتر می‌شود.

او ادامه می‌دهد: اگر پل نبود گرادیان دمایی با چرخش آب مناطق کم‌عمق و گرم دریاچه را با مناطق عمیق و سرد به تعادل می‌رساند و تبخیر در آنجا کاهش پیدا می‌کرد و رسوب‌گذاری هم رخ نمی‌داد اما با این وجود، پل نهایت 10 الی 15 درصد در خشک شدن دریاچه می‌تواند سهم داشته باشد علت اصلی، قطع حقابه‌ دریاچه و اختصاص آن برای مصارف مختلف از جمله توسعه کشاورزی است.

فاجعه ای که با خشکی ارومیه انتظارمان را می‌کشد

فاخری‌فرد انتشار نمک از سطوح خشک شده دریاچه را فاجعه‌ای غیرقابل کنترل توصیف کرده و می‌گوید: ما در دانشگاه تبریز میزان و نحوه انتشار نمک در سرعت‌های مختلف باد و طوفان را در یک تونل باد شبیه‌سازی کردیم و ثابت کردیم تا شعاع 600 کیلومتری ذرات ریز نمک پخش خواهد شد و از آنجایی که گلباد به سمت تبریز است بیشترین آسیب متوجه این شهر خواهد شد. علاوه بر استان‌های اطراف دریاچه، کشورهای همسایه هم از این اتفاق در امان نخواهند بود.

وی در خصوص فعالیت برخی شرکت‌های استخراج نمک از دریاچه عنوان می‌کند: برداشت نمک اگر اصولی باشد، مشکلی ندارد اما بخشی از فجایع را ما خودمان رقم می‌زنیم و فاجعه را تشدید می‌کنیم. شرکت‌هایی که اکنون با مجوز استخراج نمک فعالیت می‌کنند، اصول اولیه برداشت نمک را رعایت نمی‌کنند؛ نمک را کوپه‌ می‌کنند و این نمک دست‌خورده با کوچک‌ترین باد انتشار پیدا می‌کند و با حمل در کامیون‌‌های بدون پوشش، بیشتر این نمک‌ها در اراضی اطراف و روستاها پخش می‌شود که فاجعه است.

این استاد دانشگاه می‌افزاید: اگر در حالت طبیعی و در اثر پودرزایی کف دریاچه، با انتشار یک میزان نمک مواجه باشیم با این وضعیت استخراج، میزان نمک منتشر شده صدهزار برابر می‌شود.

وی در مورد اثرات انتشار این نمک‌ها و اینکه شهری بنام تبریز وجود نخواهد داشت، تصریح می‌کند: انتشار نمک اثرات جبران‌ناپذیر بسیار زیادی رقم خواهد زد. اولین نمود آن از بین رفتن محصولات کشاورزی و شور شدن زمین‌هاست که قابل کشت نخواهد بود.

فاخری فرد ادامه می‌دهد: نمک باعث بروز بیماری‌های خطرناکی مانند تخریب بافت ریوی، سرطان مری، آسیب به دستگاه‌های داخلی و ایجاد زخم‌های پوستی، مشکلات عصبی و آسیب‌ به کبد و ... خواهد شد که بررسی‌های دانشگاه علوم پزشکی تبریز نیز همین موضوع را تایید می‌کند.

با این اوصاف مشهود است که محیط‌زیست از بین خواهد رفت و مهاجرت‌های اقلیمی اتفاق خواهد افتاد و سکونت در شهرهای استان آذربایجان شرقی بخصوص تبریز نیز با چالش جدی مواجه خواهد شد.

احیای دریاچه از وعده تا عمل

سال 92 بود که کارگروه نجات دریاچه ارومیه به دستور رئیس جمهور وقت شروع به کار کرد. این کارگروه پس از بررسی راهکارهای عملیاتی نجات دریاچه، در قالب ستاد احیاء دریاچه ارومیه، متشکل از متخصصین مختلف ملی و منطقه‌ای و به ریاست معاون اول رئیس جمهور وقت و با مرکزیت و مدیریت دانشگاه صنعتی شریف، برنامه‌ای ده ساله جهت احیاء دریاچه در قالب پروژ‌های مختلف ارائه داد تا طی این برنامه تراز دریاچه به سطح اکولوژیک 1274.1 متر برسد.

با همه این تلاش ها امروز تراز دریاچه از سال 93 یعنی شروع کار ستاد احیا هم کمتر شده است. نکته قابل تامل در این تراز رسوب‌گذاری کف و افزایش سطح کف دریاچه است لذا ممکن است برعکس سال‌های قبل، آب کم‌تری در این تراز ذخیره شده باشد.

 با این اوصاف و با روی کار آمدن دولت جدید در سال 1400 ستاد احیا عملا تعطیل شد و به جای آن کارگروه ملی نجات دریاچه تشکیل شد. با این وجود هیچ برنامه‌ای اجرا نشد و روز به روز دریاچه آب رفت تا اینکه با اعتراضات مردمی از تیرماه 1401 مجلس به موضوع ورود پیدا کرد و تیم تحقیق و تفحص تشکیل شد تا علل محقق نشدن برنامه‌های ستاد احیا را بررسی کند و در کنار آن اجرای طرح‌های نیمه‌تمام نیز پیگیری می‌شود.

احمد فاخری‌فرد ورود مجلس به موضوع دریاچه ارومیه را گام مثبت می‌داند و در کنار آن به برنامه‌ریزی سریع تاکید کرده و می‌گوید: ستاد احیا بخش مهمی از برنامه‌ها را با مشارکت افراد علمی توانمند تدوین کرده با اینکه در عمل توفیقی کسب نکرد اما جزئیات مدیریت حوضه حاصل شده است و ما نباید برنامه‌های اجرایی را عقب بیاندازیم و هرچه سریع‌تر باید اقدام عملی صورت بگیرد.

مجری سابق طرح پایش ستاد احیای دریاچه ارومیه با تاکید بر اینکه یکی از مهم‌ترین برنامه‌های ستاد احیا کاهش 40 درصد مصرف آب در حوضه بود، اظهار می‌کند: با وجود تکمیل مطالعه این طرح در دانشگاه‌های تبریز، ارومیه و شرکت‌های مهندسین مشاور، در حوضه نتایج این مطالعات پیاده‌سازی نشد به نوعی این برنامه در دل گزارش‌ها ماند چون اجرای آن علاوه بر هماهنگی همه بخش‌ها به بودجه قابل توجهی نیاز دارد.

احیای دریاچه ارومیه امری ممکن یا محال؟

احیای دریاچه ارومیه در یک دوره کوتاه‌مدت و بلندمدت امری ممکن است این را یکی از صاحب‌نظران حوزه مهندسی آب گفته و به رسا اعلام می‌کند: ما همچنان می‌توانیم جلوی این فاجعه زیست محیطی را بگیریم.

فاخری فرد در این راستا اجرای طرح تونل انتقال آب از زاب و انتقال آب تصفیه‌خانه‌ها را مثبت ارزیابی کرده و ادامه می‌دهد: تونل انتقال آب از زاب قرار بود در دولت قبل و در دی‌ماه 1399 افتتاح شود ولی همچنان به دلایلی آنچه مشکلات زمین‌شناسی و خاک‌شناسی مسیر تونل عنوان شده افتتاح نشده است.

او ادامه می‌دهد: این آب بعنوان آب جدید تلقی می‌شود که با افتتاح آن سالانه 630 میلیون مترمکعب آب به دریاچه وارد می‌شود و از طریق تصفیه‌خانه‌ها هم 200 میلیون مترمکعب دیگر می‌توان انتقال داد اگرچه این میزان در مقایسه با حقابه دریاچه اندک است ولی می‌تواند امیدها را زنده نگه دارد.

این استاد دانشگاه در خصوص تامین آب از بخش‌های دیگر نیز ابراز می‌کند: در شرایط فعلی حدود 500 میلیون مترمکعب آب از طریق آورد طبیعی رودخانه‌ها به دریاچه وارد می‌شود و از طریق سدها 400 میلیون مترمکعب می‌توان رهاسازی کرد، با مدیریت سیلاب‌ها در فصول غیرزراعی 400 میلیون مترمکعب دیگر نیز می‌توان به دریاچه رساند.

فاخری فرد اضافه می‌کند: با این مقادیر می‌توان در 3 الی 4 سال به کد هیدرولوژیکی 1272.5 متر رسید و سه چهارم سطح نمک دریاچه را پوشاند. اما برای رسیدن به تراز 1274.1 متر و کد اکولوژیکی، که بر مبنای زندگی آرتمیا است نیاز به یک مدیریت کامل و یکپارچه در بلندمدت برای حوضه آبریز دریاچه ارومیه داریم.

مختصات صحیح بودجه، راه نجات دریاچه ارومیه

با توجه به این حقیقت که ایران کشوری ثروتمندی است اگر بودجه‌ها در مختصات درست خود، هزینه شود؛ نجات محیط‌زیست و دریاچه ارومیه امری محال نخواهد بود.

اهمیت دریاچه ارومیه و تاثیر آن در زیست‌بوم منطقه‌ای و ملی بر کسی پوشیده نیست و اظهارات صاحبنظران این حوزه روزنه امیدی است تا مصمم‌تر و جدی‌تر از همیشه به دنبال اجرای برنامه‌های نجات دریاچه ارومیه باشیم تا نگین شمالغرب کشور را و خودمان را از یک فاجعه زیست‌محیطی نجات دهیم.

کلیدواژه‌ها: دریاچه ارومیه خشک شدن ارومیه دریاچه نمک تبریز رسانه دانشجویی رسا

آخرین ویرایش ۲۰ دی ۱۴۰۱

نظر شما :